اختلال‏ های شایع در بیماران تحت درمان نگه‏دارندۀ دیالیز (قسمت دوم)

  • نویسنده : دکتر فاطمه خزایی
  • ۱ سال قبل
  • دیدگاه غیر فعال شده است

دمدمی‏ مزاج شدن

داشتن خلق متغیر و وجود تشویش در حالت‏های عاطفی یک فرد را دمدمی‏مزاج بودن می‏گویند، که باعث می‏شود فرد کج خلق، عصبانی و زودرنج شود. این حالت در میان بیماران کلیوی شایع است و گاهی به‏دلیل تجمع مواد زائد در بدن، مصرف برخی داروها و اضطراب ناشی از بیماری کمبود سدیم کربنات رخ می‏دهد.

دمانس: اختلالی است که گاهی به علت مسمومیت با آلومینیوم به خاطر مصرف برخی داروهای خاص و گاهی به دلیل بیماری عروق مغزی بوجود می‏آید. فرد مبتلا دارای علایمی ‏از جمله موارد ذیل است:

  • از دست دادن حافظه (اولین علامت): تکرار جملات، فراموشی در جابه‏جایی اشیا، عدم انجام کارهایی که قبلاً به راحتی انجام می‏داده و اکنون قادر به انجام آن‏ها نیست مانند آشپزی، رانندگی و انجام کارهای منزل، تغییر شخصیت (آرام بوده و اکنون حرکات خشن انجام می‏دهد یا ‏اجتماعی بوده و گوشه‏گیر می‏شود)، تغییر خلق که در دوره‏هایی توام با عصبانیت و خشم، بدبینی و احساس شک و تردید است.
  • اختلال خواب: بسیاری از مبتلایان به بیماری کلیوی مزمن که تحت درمان نگه‏دارندۀ دیالیز قرار دارند از اختلال‏های خواب رنج می‏برند. از این اختلال‏های می‏توان به بی‏خوابی، خواب افراطی در طول روز، اختلال‏های تنفسی و حرکتی در طول خواب اشاره کرد.
  • سندرم پای بی‏قرار: سندرم پای بی‎قرار از رایج‏ترین اختلال‏های خواب در این بیماران است. افراد مبتلا به این اختلال، دچار احساس ناخوشایند در پاها می‏شوند و آن را به صورت احساس گزگز، مورمور، سوزش، درد و کشش بیان می‏کنند.
  • درد: از دیگر مسایلی که بیماران تحت درمان نگهدارندۀ دیالیز با آن مواجه‏اند درد است. درد، یک پدیدۀ چند بعدی با مؤلفه‏های جسمی، روانشناختی و اجتماعی است. عدم موفقیت در کاهش درد می‏تواند باعث آشفتگی در بسیاری از جنبه‏های زندگی شود. میزان شیوع افسردگی در بیمارانی که دردهای مزمن شدید یا متوسط دارند، بالاتر از بیمارانی است که درد ندارند یا دچار درد خفیف هستند. زودرنجی شدید، اضطراب و ناتوانی برای مقابله با فشار روانی در بیمارانی که دچار درد‏های مزمن هستند، شایع‏تر از افرادی است که درد ندارند. همچنین بیماران مبتلا به درد شدید یا متوسط بیشتر از سایرین از مشکلات مربوط به خواب یا بی‏خوابی رنج می‏برند. از این رو می‏توان گفت که درد مزمن در بیماران تحت درمان نگه دارندۀ دیالیز می‏تواند رابطۀ نزدیکی با افسردگی و بی‏خوابی داشته باشد و از این طریق زمینۀ مساعدی را مهیا سازد تا این بیماران به صرف‏نظر کردن از ادامۀ درمان نگه دارندۀ دیالیز بیندیشند.

میزان بستری شدن در بیماران کلیوی، به‎علت هر نوع اختلال روانی در مقایسه با سایر بیماری‏های مزمن مثل دیابت، بیماری قلبی عروقی، بیماری عروق مغزی و انواع زخم‏های گوارشی ۵/۱ تا ۳ برابر بیشتر است. مردان و افراد جوان با بیماری کلیوی بیشتر احتمال دارد که به دلیل بیماری روانی بستری شوند. احتمال بستری شدن برای افراد تحت درمان دیالیز صفاقی در مقایسه با بیماران تحت همودیالیز به علت اختلال روانی، افسردگی، سوءمصرف دارو و الکل کمتر است.

 

بهداشت روانی در بیماران تحت درمان نگه‏دارندۀ دیالیز

از زمانی که موضوع درمان نگهدارندۀ دیالیز برای اولین بار مطرح شد، مشکلات روانی اجتماعی ناشی از بیماری، علاقۀ بسیاری از پژوهشگران را برانگیخته است. به ویژه  زمانی که محققان از رابطه بین بعضی از این مشکلات روانی اجتماعی و پیامدهای بیماری آگاه شدند. البته ایجاد راهکارهای درمانی برای مقابله با این مشکلات روانی اجتماعی چالش‏های زیادی را برای پزشکان، پرستاران و متخصصان بهداشت روانی که از بیماران تحت درمان نگه‏دارندۀ دیالیز مراقبت می‏کنند، به‏وجود آورده است.

امروزه نه‏تنها آگاهی از فرآیند درمان نگه‏دارندۀ دیالیز، رژیم غذایی و دسترسی‏های عروقی برای پرسنل درمانی مهم است، بلکه توجه به مسایل روانی نیز حایز اهمیت است. تیم درمانی باید راهکارهایی را به کار گیرد که علاوه بر بهبود وضعیت جسمی ‏بیمار، اثرات آن روی فعالیت‏های بیمار در زندگی روزمره و توانایی عملکرد وی در خانواده نیز آشکار شود. ارزیابی این اثرات به طور کارآمد دشوار است. چگونه یک تیم درمانی می‏تواند راهکارهای ویژه را برای بررسی و درمان بسیاری از مسایل روانی اجتماعی ایجاد کند؛ در حالی که این مسایل، خود نتیجۀ زندگی با این بیماری مزمن هستند؟

وجود یک بیمار مزمن بر روی عملکرد کل سیستم و نظام خانواده تاثیر می‏گذارد؛ بنابراین باید در اسرع وقت شرایطی را ایجاد کرد تا بیمار و سایر اعضا بتوانند با وضعیت کنونی انطباق پیدا کنند. بیماری مزمن عوارض روانشناختی را به دنبال دارد و به عنوان یک استرس نیاز به سازگاری و تطابق دارد. لذا لازم است بیمار، خانوادۀ وی و پرسنل بیمارستان تدابیر و شیوه‏های مناسب برای مواجهه با بیماری و خود فرد بیمار را فراگیرند. بیماری‏های کلیوی جزو دسته‏ای از بیماری‏های مزمن هستند که بخش عمده‏ای از ابعاد زندگی و شخصیت بیمار را تحت‏تاثیر قرار می‏دهند. بیماران تحت درمان نگه‏دارندۀ دیالیز نیز از این امر مستثنی نیستند. آن‏ها خود را وابسته به یک روش درمانی، تسهیلات پزشکی یا پرسنل درمانی می‏دانند، بیماری خود را انکار می‏کنند، خشمگین بوده و دیگران را مقصر می‏دانند، توانایی کمتری برای انجام فعالیت‏ها دارند و در نهایت گوشه‏گیر می‏شوند و همواره در معرض تنش‏هایی از جمله از دست دادن شغل، آزادی و امید به زندگی قرار می‏گیرند.

بنابراین لازم است با ارزیابی کیفیت زندگی آن‏ها نسبت به بررسی و رفع مشکلات این بیماران به طور کاربردی اقدام و یک زندگی راحت‏تر با عملکردی بهتر و رضایت بخش‏تر برای آن‏ها ایجاد نمود. در این میان انطباق بیمار با شرایط در اولویت تیم درمانی است.

مراحل انطباق در یک بیمار نارسایی کلیوی

انطباق فعال به معنی شناخت و پذیرش آثار و عوارض ناشی از تجربۀ بیماری و انجام راهکارهای عملی برای بهبود شرایط است. زمانی که بروز بیماری تدریجی باشد بیمار فرصت کافی برای انصباق با بیماری را دارد؛ ولی مشکل زمانی به‏وجود می‏آید که بیماری به صورت ناگهانی رخ می‏دهد و نیاز به مداخلۀ سریع به‏منظور انطباق دارد. به طور کلی انطباق با بیماری شامل ۳ مرحله است:

۱- مرحلۀ ماه عسل: پاسخ اولیۀ بیمار به درمان نگه‏دارندۀ دیالیز، که از چند هفته تا ۶ ماه یا بیشتر می‏تواند دوام داشته باشد. در این مرحله است که بیمار دچار افسردگی و اضطراب می‏گردد.

۲- مرحلۀ سرخوردگی و یاس: این مرحله ممکن است از ۳ تا ۱۲ ماه به طول بینجامد. معمولاً زمانی شروع می‏شود که بیمار تا حدودی به روال زندگی خود بازگشته ولی احساس سرخوردگی و یاس و ناامیدی زیادی می‏کند و امید به زندگی در این دوره کم است.

۳- مرحلۀ سازگاری دراز مدت: این مرحله با پذیرشِ محدودیت‏ها و عوارض حین درمان نگه‏دارندۀ دیالیز شروع می‏شود. سازگاری معمولاً با برگشت بیمار به شغل قبلی و یا تنظیم فعالیت‏ها در سطح پایین‏تری تسهیل می‏گردد. پذیرش رژیم غذایی، محدودیت‏های فیزیکی و درمان نگه‏دارندۀ دیالیز به عنوان بخشی از زندگی روزمره قسمتی از سازگاری درازمدت است.

دامنۀ واکنش‏های تطابقی نسبت به بیماری و درمان نگه‏دارندۀ دیالیز از احساس کامل کسب مجدد توانایی‏ها تا خودکشی متغیر است، لذا باید به روش‏هایی متوسل شد که مکانیسم‏های دفاعی و سازگاری را شناخته و قدرت تقابلی بیمار را تقویت نماید. زیرا روش‏های مقابلۀ صحیح و سازگاری با بیماری می‏تواند امکان بازتوانی بیمار را افزایش داده وکیفیت زندگی او را بهبود بخشد.

بازتوانی در بیماران شامل ۵ مرحله است:

۱- تشویق: جویا شدن و ترتیب اثر دادن نظرات بیمار در موارد مختلف، تشویق بیمار به تلاش کردن برای بهبود شرایط و مسئولیت پذیری وی.

۲- ارزیابی: توضیح دادن روش‏های درمانی موجود برای بیماری و مداخله دادن بیمار برای انتخاب روش درمانی را شامل می‏شود. مشخص کردن اختلال‏های روانی و واکنش‏های روانشناختی در مقابل بیماری جسمی، مشخص کردن خصوصیت‏های شخصی بیمار و تصریح مکانیسم‏های مقابله‏ای مشخص او به منظور توصیۀ مداخله درمانی مناسب نیازهای بیمار.

۳- آموزش: آگاهی از فرایند بیماری و آموزش رسمی دربارۀ آن با پذیرش بالاتر در بیمار همراه است. حضور یک روانشناس یا مشاور جهت پیگیری وضعیت بیمار و ایجاد سازگاری بر اساس اهداف اختصاصی همراه با آموزش‏های مربوط به درمان نگه‏دارندۀ دیالیز می‏تواند بسیار کمک کننده باشد.

۴- ورزش: برنامۀ ورزشی مناسب وضعیت روانشناختی فرد و کیفیت زندگی او را بهبود می بخشد. ورزش باعث افزایش نشاط، سرزندگی و کاهش اضطراب و افسردگی می‏شود. ورزش می‏تواند موجب رهایی فرد از خاطرات دردناک یا سایر نگرانی‏ها شود، اعتماد به نفس را بهبود بخشد و در فرد احساس تسلط به نفس ایجاد کند.

۵- شغل: تشویق بیمار جهت بازگشت به شغل باعث افزایش اعتمادبه‏نفس و استقلال بیشتر می‏شود. در ابتدا فرد احساس می‏کند قادر به ادامۀ کار نیست. در این زمان برای وی باید توضیح داده شود که بهتر است تصمیم‏گیری را به تاخیر اندازد و با عجله تصمیم‏گیری نکند.

قبلی «
بعدی »