جنگ، تنها در خطوط مقدم، رخ نمیدهد. سایه آن بر بیمارستانها، بخشهای مراقبت ویژه، بخشهای دیالیز و حتی دستگاههای دیالیز نیز سنگینی میکند.
در میان تمام خدمات درمانی، دیالیز ازجمله حساسترین و وابستهترین خدمات به زیرساختهای پایدار است. هر اختلالی در آب، برق یا زنجیره تأمین، میتواند جان بیماران مبتلا به نارسایی کلیه را به خطر اندازد. در شرایط جنگی، این آسیبها دو بُعد مهم پیدا میکنند:
- تخریب زیرساختهای بخشهای دیالیز؛
- افزایش بیماران نیازمند دیالیز حاد بهدلیل جراحات جنگی.
در بُعد نخست، بخشهای دیالیز، بهشدت، وابسته به آب تصفیهشده، برق مداوم و تجهیزات دقیق هستند. دستگاههای دیالیز، بدون جریان برق پایدار، عملاً از کار میافتند و قطع آب یا آسیب به سیستمهای تصفیه، کیفیت درمان را مختل میکند. تخریب شبکههای آب و برق و یا ناپایداری آنها امری رایج در شرایط جنگی است و این درحالی است که حتی وقفهای چندساعته میتواند برنامه دیالیز دهها بیمار را برهم بزند.علاوه بر این، آسیب دیدنِ مسیرهای حملونقل، تأمین صافیها، محلولها و ملزومات مصرفی و داروهای اساسی را دشوار میکند.
راهحل این چالش در افزایش تابآوری، نهفته است و در مسیر تابآوری لازم است مراکز دیالیز به ژنراتورهای قدرتمند و سوخت ذخیره، دسترسی داشته باشند و مخازن ذخیره آب با ظرفیت چندروزه برای مواقع اضطراری، پیشبینی شود. ایجاد سیستمهای تصفیه آب مستقل و قابلحمل نیز میتواند در شرایط بحران، کارگشا باشد.
طراحی واحدهای سیار دیالیز یا انتقال موقت بیماران به مناطق امنتر و مراکز دیالیز مصون مانده از آسیب، از دیگر راهکارهای عملی است. همچنین، تدوین پروتکلهای اضطراری برای افزایش شیفتهای دیالیز و در شرایط بسیار ویژه، کاهش زمان هر جلسه یا تنظیم فواصل دیالیز در شرایط بحرانی (با نظارت دقیق پزشکی) میتواند تا حد زیادی از بروز عوارض شدید، جلوگیری کند.
اما چالش دوم، به افزایش ناگهانی بیماران دچار نارسایی حاد کلیه مربوط میشود. در جنگ، آسیبهای ناشی از انفجار، آسیب شدید به کلیهها، جراحت،خونریزی شدید و شوک، میتواند منجر به «رابدومیولیز» و در نهایت نارسایی حاد کلیوی شود. این بیماران که پیشتر، سابقه بیماری کلیوی نداشتهاند، بهطور ناگهانی، نیازمند دیالیز فوری میشوند. چنین وضعیتی، فشار مضاعفی بر ظرفیت محدود مراکز دیالیز، وارد میکند.
برای مقابله با این چالش، برنامهریزی پیشگیرانه، اهمیت حیاتی دارد. استقرار واحدهای دیالیز حاد و واحدهای سیار در نزدیکی مراکز آسیب دیده، آموزش تیمهای اورژانس برای تشخیص سریع آسیب کلیوی و انجام درمانهای اولیه مناسب، اولویت بندی صحیح بیماران، ایجاد ذخایر راهبردی از تجهیزات و ملزومات مصرفی، افزون بر میزان ذخایر معمول این موارد در شرایط غیر بحرانی و تربیت نیروهای چندمهارته که بتوانند در شرایط بحران، ارائهدهنده خدمات دیالیز باشند، ضروری است.
در نهایت، جنگ، آزمونی برای استحکام نظام سلامت است. آمادگی، سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم و مدیریت صحیح بحران، میتواند فاصله میان اختلال و فاجعه را تعیین کند.حفظ تداوم خدمات دیالیز، نه تنها یک وظیفه درمانی، که تعهدی انسانی در برابر آسیبپذیرترین بیماران است، تعهدی که باید پیش از وقوع بحران، برای آن آماده بود.










