بحران میانسالی (قسمت چهارم)

  • فروردین ۱۴۰۵
  • دیدگاه غیر فعال شده است

راه‌های مبارزه و گذراز بحران چهل سالگی

پذیرش آنچه که نمی‌توان تغییر داد

اولین قدمی که برای گذر از این بحران روحی باید برداریم، پذیرش تغییرناپذیری بخش‌هایی از زندگی است. ما نمی‎توانیم گذشته را تغییر دهیم و نمی‌توانیم از گذر زمان، جلوگیری کنیم. پس چه کاری از دست‌مان برمی‌آید؟ باید واقع‌بین باشیم و زندگی را با همه حقایق تلخ وشیرینی که دارد در آغوش بکشیم. نه خودمان را گول بزنیم و اوضاع را بهتر از آنچه هست، تصور کنیم و نه بدبینانه، چشم‌مان را روی خوبی‌ها و جلوه‌های مثبت زندگی، ببندیم.

جدی گرفتن علایق و سرگرمی‌ها

برای انجام آن سرگرمی‌هایی که فراموش کرده‌اید، وقت بگذارید. با چیزی که هنوز دوست دارید ارتباط برقرار کنید. اگر فعالیت‌هایی را که قبلاً از آنها لذت می‌بردید، نمی‌پسندید، وقت آن است که سرگرمی‌های دیگری را کشف کنید. یک سرگرمی جدید، مانند پیاده‌روی، رقصیدن، انجام تئاتر یا ورزش، انجام فعالیت‌های هنری و… را امتحان کنید

مرور اهداف

این بحران، می‌تواند نتیجه عدم دستیابی به اهداف باشد، پس لازم است که چند لحظه برای ارزیابی اهداف و ارزش‌های خود، وقت بگذارید، فهرستی از اهداف و ارزش‌های فعلی خود، تهیه کنید و آنها را با اهدافی که قبلاً داشته‌اید، مقایسه کنید. حالا از خود بپرسید که آیا ارزش‌هایی که در حال حاضر دارید، واقعاً منعکس‌کننده آنچه می‌خواهید و برای شما اهمیت دارد، هست یا نیست؟ اگر جواب شما منفی باشد، وقت آن است که آنها را دوباره، تعریف کنید.

مراقبت از روابط و پرورش آنها

روابط معنادار با دوستان و خانواده، عواملی ارزشمند در حمایت از شما به هنگام عبور از این بحران هستند. به آنها پناه ببرید و زمان باکیفیتی را برای تقویت پیوند خود با آنها اختصاص دهید.

 

 

پذیرش تغییر

حالات و تغییراتی که شرایط جدید و پا گذاشتن به این دوره از زندگی برای شما به ارمغان می‌آورد را درآغوش بگیرید. آنچه اتفاق می‌افتد را بپذیرید اما خودتان را تسلیم آن نکنید. برعکس، به دنبال راهی برای بهبود باشید. قدردانی را تمرین کنید تا تمرکز زیاد روی چیزهایی که درموردشان کمبود دارید را متوقف کنید.

طول مدت بحران چهل سالگی

 

معمولاً تغییراتی که در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی فرد، ایجاد می‌شوند، می‌توانند مرتبط به بحران چهل‌سالگی یا میانسالی باشند. اگر نتوانید این بحران را کنترل کنید، اثرات منفی آن، می‌تواند برای سال‌ها همراه شما باشد و آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به زندگی‌تان وارد کند. به همین دلیل به محض مطلع شدن از قرار گرفتن در این بحران، بهتر است با یک مشاور یا روانشناس، صحبت کنید. مدت زمان رفع این بحران، مشخص نیست و به توانایی و انگیزه فرد، بستگی دارد

کلام آخر

نکته‌ای که باید به خاطر داشته ‌باشید، این است که ۴۰ سالگی، پایان زندگی شما نیست. این سن، تازه شروع نیمه‌ دوم زندگی است و زمانی است که می‌توانید با اطمینان بیشتری به زندگی خود، ادامه دهید. از طرفی، برای شروع هیچ کاری دیر نیست. نباید نگران باشید. می‌توانید فعالیت‌های زیادی را در این بازه زمانی، شروع کنید. همچنین هنوز فرصت تجربه‌ کردن دارید و این موضوع می‌تواند خوشحال‌کننده باشد.

به یاد داشته باشید که دوران میانسالی، درست مانند دوره‌های دیگر زندگی است و برای تمام افراد، وجود دارد. این دوره، لزوماً با بحران و چالش‌های جدی، همراه نیست بنابراین با آگاهی درباره پیامدهای آن، می‌توانید این بحران را به خوبی پشت سر بگذارید و آن را به فرصتی برای شکوفایی خود، تبدیل کنید.

هم برای مردان و هم برای زنان، روزهای میانسالی، سخت است چون این روزها، روزهایی هستند که منحنی احساسات ما به پایین‌ترین نقطه ممکن خود می‌رسد. اما جای نگرانی نیست چراکه این منحنی، قابلیت آن را دارد که خیلی زود، دوباره به اوج برگردد. کافی است بتوانید از پس چالش‌های بحران ۴۰ سالگی بربیایید.

دو نکته بسیار خوب، درباره زمان بحران چهل‌سالگی وجود دارد:

اول، اینکه در این بازه، آن‌قدر عاقل شده‌ایم که زندگی خود را به درستی، ارزیابی کنیم یا به بیان دیگر، توان این را داریم که با دیدگاهی منطقی به روزهای گذشته و تصمیم‌های خود نگاه می‌کنیم و نه با خامی دوران نوجوانی و جوانی.

و دوم، اینکه هنوز آن‌قدر جوان و توانمند هستیم که بتوانیم تغییرات لازم را انجام دهیم و تصمیمات جدید و درستی برای زندگی خود بگیریم

نویسنده

قبلی «
بعدی »